اصطلاحات مهم حسابداری و حسابرسی

1398/03/09

مالی و مدیریت

خلاصه مقاله : مفاهیم و اصطلاحات حسابداریرشته حسابداری (accounting) و حسابرسی (auditing) هم چون گرایش های مدیریت و مهندسی، در صدر اولویت های تحصیلی متقاضیان تحصیل در دانشگاه های داخل و خارج از کشور قرار دارد. در هر صنعتی، حسابداری و مدیریت، کاربرد داشته و روز به روز تقاضای بازار برای این...

مفاهیم و اصطلاحات حسابداری

رشته حسابداری (accounting) و حسابرسی (auditing) هم چون گرایش های مدیریت و مهندسی، در صدر اولویت های تحصیلی متقاضیان تحصیل در دانشگاه های داخل و خارج از کشور قرار دارد. در هر صنعتی، حسابداری و مدیریت، کاربرد داشته و روز به روز تقاضای بازار برای این رشته ها در حال افزایش است. حسابداری و حسابرسی، رشته هایی است که در اکوسیستم دورکاری (freelancering) محبوب عاشقان درآمد آنلاین است. از مشاوره تا بورس، کارایی داشته و اصطلاحات مهم آن را در این گفتار در اختیار علاقمندان به این حرفه قرار می دهیم.

 

  • اکانتینگ (accounting): منظور، فعالیت یک مجموعه تجاری است که اطلاعات این فعالیت در قالب گزارش و صورت‌های مالی ارائه و در اختیار صاحبان سهام در شرکت های مسئولیت محدود، سهامی خاص و عام قرار می گیرد.
  • حساب دریافتنی (account receivable) : منظور، پولی است که در آینده از مشتری دریافت خواهد شد و وصول می گردد. چه نتیجه فروش کالا باشد یا خدمات. اگر وصول مشکوک باشد، در قالب مشکوک الوصول در گزارش های حسابرسی درج می شود.
  • اسناد پرداختنی (NOTE PAYABLE): منطور از اسناد، بدهی های یک بنگاه است که به صورت مکتوب، متعهد به پرداخت آن است.
  • اسناد دریافتنی (GENERAL PARTNERSHIP): منظور، درآمد هایی است که وصول آن در آینده، از سوی فروشنده (متعهد)، تعهده شده است. مثل سود اوراق مشارکت.
  • حساب پرداختی (account payable): بر خلاف دریافتنی، حسابی که باید در آینده، تسویه شود.
  • سرمایه (asset): می تواند قابل لمس (tangible) مثل کالا باشد یا غیر قابل لمس (intangible) مثل سهام یک بنگاه باشد.
  • دارایی: جمع بدهی و سرمایه است.
  • دارایی بلند مدت (LONG TERM ASSETS): منظور، هر دارایی به جز دارایی جاری است.
  • بدهی بلند مدت (LONG TERM DEBT): منظور هر بدهی به حز بدهی جاری است.
  • نقدینگی (LIQUIDITY): منظور، قابلیت یک بنگاه در تبدیل یک کالا یا خدمت به وجه نقد.
  • درامد (INCOME): منظور، افزایش در سرمایه است که در نتیجه فروش کالا یا خدمات حاصل می شود.
  • بدهی (liability): منظور تعهد یک بنگاه است به شخص حقیقی یا حقوقی (دولتی/خصوصی).
  • ترازنامه (balance sheet): در تراز نامه یک شرکت/بنگاه، شما دارایی، بدهی و سرمایه را در یک بازه زمانی مشاهده می کنید. در واقع صورت وضعیت مالی است. همواره واقعیت ها را بیان نمی کند.
  • تراز نامه آزمایشی (TRIAL BALANCE): فهرستی از مانده حساب دفتر کل است که ماهانه تهیه می شود. منظور، ابزاری برای احراز سنجش مدارک حسابداری یک بنگاه است که در حسابداری دوطرفه، لحاظ می شود. اگر مانده گیری ها صحیح باشد، مانده بدهکار درج شده در حساب دفتر کل با مانده بستانکار حساب ها باید برابر باشد.
  • تراز آزمایشی تعدیل شده (ADJUSTED TRIAL BALANCE): منظور صورت مالی است که سبب می شود تا سود یک بنگاه به صورت صحیح، استخراج شده و بدهی ها نیز به درستی گزارش شود.
  • تراز آزمایشی اختتامی: منظور، فهرست کلیه حساب های دفتر کل و مانده هر یک از آنها در پایان دوره بعد از انجام ثبت های بستن در دفتر روزنامه است.
  • ارزش دفتری (BOOK VALUE): منظور، تفاوت حاصل دارایی با استهلاک انباشته است.
  • هزینه (expense): یعنی کاهش در سرمایه. یعنی دارایی که باید خرج شود تا یک مالکیت بدست آید یا کالا یا خدماتی در اختیار مشتری قرار بگیرد.
  • حساب اسمی: منظور حسابی است که درآمد و هزینه را با توجه به یک دوره معین مشخص می کند. مثل حساب برداشت.
  • حساب دائمی: منظور حساب حقیقی است که در پایان دوره مالی، بسته نمی شود.
  • کاربرگ (WORKSHEET): منظور، یک فرم دارای چند ستون به منظور تهیه صورت های مالی از طریق تراز آزمایشی است.
  • ثبت معکوس (REVERSING ENTRIES): منظور، ثبتی که در اولین روز پس از وقوع ثبت تعدیلی رویدادهای مالی انجام شده و باعث جابجایی بدهکار و بستانکار در صورت ثبت تعدیلی دوره قبلی می شود.
  • حسابداری تعهدی (ACCURAL BASIS ACCOUNTING): منظور، شناسایی و ثبت رویدادها به محض وقوع بدون توجه به تاثیر آن بر وجوه نقد بنگاه است.
  • حسابداری نقدی (CASH BASIS ACCOUNTING): منظور، حسابداری مبتنی بر اثر تبادل وجه نقد (دریافتنی یا پرداختنی).
  • حسابداری متقابل (MUTUAL ACCOUNTING): منظور حسابداری که دارای حساب متقابل بوده و مانده ای عکس مانده حساب خود دارد.
  • صورت سود و زیان تک مرحله ای: شکلی از صورت سود و زیان که دارای ۲ بخش شامل درآمد و هزینه است.
  • گردش وجوه نقد (CASH FLOW): اصطلاحی رایج که نشان دهنده صورت دریافت و پرداخت های نقدی یک بنگاه بوده که بر اساس نیازهای سرمایه گذاری، عملیاتی و تامین مالی دسته بندی شده است.
  • نمودار حساب : کلیه حساب ها و شماره رویداد ها در دفاتر کل پلمپ شده یک بنگاه است.
  • بستانکار (CREDITOR): شخص حقیقی یا حقوقی که حقی بر شخص حقیقی یا حقوقی دارد. (طلبکار).
  • بدهکار (DEBTOR): شخص حقیقی یا حقوقی که بدهی به شخص حقیقی یا حقوقی دارد و موظف به پرداخت دین است. (سمت راست ترازنامه حسابداری دو طرفه).
  • دفتر روزنامه (JOURNAL): منظور، درج رویدادهای مالی در یک بازه زمانی مشخص به  ترتیب تاریخ وقوع و مبتنی بر اسناد و مدارک قابل رویت که با دفاتر کل، دفاتر قانونی یک بنگاه را تشکیل  می دهند و داشتن آن طبق ماده  ۷ قانون تجارت ایران، الزامی است.
  • دفتر روزنامه عمومی: دفتری که برای ثبت مبادلاتی استفاده می شود که در دفتر روزنامه اختصاصی درج نمی شود.
  • دفتر کل (GENERAL LEDGER): منظور، مخزن مرکزی داده های مالی و غیر مالی یک بنگاه است که کلیه اطلاعات مالی اعم از بدهی، دارایی، درآمد، حقوق صاحبان سهام و هزینه ها به تاریخ وقوع رویداد مالی، ثبت می شود و اساس مدیریت مالی یک بنگاه محسوب می گردد.
  • ذخیره مطالبات مشکوک الوصول: منظور، حساب هایی است که وصول آن جای تردید دارد و ذخیره مطالبه وصول هم گفته می شود.
  • بدهی احتمالی: بدهی بالقوه  که هنوز قطعیت پیدا نکرده است.
  • متوسط دوره وصول مطالبات: منظور، نسبت میانگین حساب های دریافتنی به فروش روزانه کالا و خدمات است.
  • بهره ، درصد و دوره بهره: منظور، پولی که خریدار (وام گیرنده) به منظور استفاده از پول به فروشنده (وام دهنده) پرداخت می کند. دوره بهره، از تاریخ صدور سند آغاز و تا تاریخ سر رسید ادامه می یابد. نرخ  آن، درصدی است که برای محاسبه مبلغ بهره محاسبه می شود.
  • اصل ثبات رویه: منظور، رویه ثابت از روش های حسابداری در دوره های مختلف مدیریت مالی یک بنگاه است.
  • اصل افشا: منظور، پذیرش این واقعیت که صورت های مالی، قابل استفاده برای ارزیابی و تصمیم گیری افراد خارج از واحد تجاری باشد.
  • FOB مبدا و مقصد: اصطلاحی متداول در واردات و صادرات که مالکیت کالا از فروشنده یا خریدار در مکان جغرافیایی خاص واگذار می شود.
  • لایفو: منظور، روش ارزیابی کالا است که در آن، فرض می شوند که کالایی که آخر خریداری شده، اول فروش می رود. LAST IN. FIRST OUT است. ذخیره لایفو نیز تفاوت بین بهای تمام شده موجودی کالا با بهای تمام شده موجودی در روش فایفو. (FIRST IN FIRST OUT).
  • روش تسریعی استهلاک: روشی است که استهلاک سال های اولیه را بیش از استهلاک سال های بعدی محاسبه می کند.
  • مبلغ استهلاک: تفاوت بهای تمام شده یک دارایی ثابت با ارزش اسقاط کردن دارایی.
  • ارزش اسقاط برآوردی: بهای فروش مورد انتظار کالا یا خدمات پس از پایان عمر مفید آن.
  • عمر مفید برآوردی: منظور، مدت زمانی است که بتوان از یک دارایی منتفع شد. عمر مفید در قالب سال و میزان تولید و . . . اندازه گیری می شود.
  • دارایی نامشهود: مثل حق اختراع، مثل برندینگ، مثل علائم تجاری که در اقتصاد دیجیتالی دیده می شود. ارزش برندگوگل، ده ها میلیارد دلار است و این یک دارایی غیر قابل لمس است.
  • روش مجموع سنوات: منظور، روش تسریع استهلاک که هزینه استهلاک هر دوره از ضرب مبلغ قابل استهلاک یک دارایی به وجود می آید.
  • تنزیل یک سند : منظور، قرض از بانک یا موسسه مالی و اعتباری است که فروشنده، بهره را از ارزش اسمی سند کسر کرده و مبلغ خالص آن را پرداخت می کند.
  • دیون بلامحل: بدهی قابل پرداخت در ادوار گذشته است اعتباری برای پرداخت آن در نظر گرفته نشده باشد. دستورالعمل اجرایی دیون بلامحل را در این لینک مشاهده کنید.
  • فدراسیون بین المللی حسابداری: مرجع حرفه ای اکانتیک در جهان است که با IFAC نام گذاری می شود و سایت آن در این نشانی در دسترس است.
  • حسابداری مدیریت (managerial accounting): تهیه صورت های مالی برای مدیران ارشد بنگاه.
  • حسابداری مالی (financial accounting): یعنی فراهم کردن اطلاعات تجاری یک بنگاه برای بیرون بنگاه.
  • صورت مالی (financial statement): یعنی مشخص  کردن اطلاعات استخراج شده از عملکرد و گردش سود و زیان یک بنگاه که برای مخاطبان، مستند و مستدل باشد.
  • اصول حسابداری (GAA Principles): یعنی راهنمای پذیرفته شده که اصول تدوین صورت های مالی و نحوه گزارش گیری و گزارش دهی را مشخص می کند.
  • پیش پرداخت هزینه (PREPAID EXPENSES): منظور از  یک دارایی است که در آینده نزدیک، هزینه/مصرف می شود. مثل گواهی شخص ثالث خودروها.
  • پیش دریافت درآمد: منظور، یک بدهی است که گیرنده وجه (فروشنده یا بنگاه)، متعهد می شود که کالا یا خدماتی را در آینده به پرداخت کننده وجه (خریدار یا مشتری) ارائه کند. مثل وجه حاصل از پیش فروش خودرو.
  • چرخه حسابداری (ACCOUNTING CYCLE): منظور، حسابداری صورت مالی در یک بازه زمانی مشخص است.
  • دوره مالی (FINANCIAL PERIOD): منظور، بازه زمانی برای مشخص کردن سود یا زیان یک بنگاه که در پایان هر دوره، وضعیت مالی بنگاه در گزارش ها درج می شود.
  • سال مالی (FINANCIAL YEAR): منظور، دوره ای برای محاسبه وضعیت مالی سالیانه در یک بنگاه. سال مالی در ایران با کشورهای دیگر به دلیل تفاوت تقویم جلالی شمسی با تقویم میلادی متفاوت است.
  • استهلاک (DEPRECIAPTION): مستهلک شدن دارایی ثابت در طول سال های عمر مفید آن است.
  • دارایی ثابت (FIXED ASSETS): منظور، دارایی بلند مدت است. مثل مسکن.
  • دارایی جاری (CURRENT ASSETS): منظور، دارایی که در عرض ۱۲ ماه، به وجه نقد تبدیل یا فروخته شود شامل پول نقد، حساب های دریافتنی و موجودی انبار و سر رسید اوراق بهادار است.
  • بستن حساب موقت: بستن حساب موقت یعنی این که حساب درامد و هزینه و برداشت در دفتر روزنامه و انتقال آن به دفتر کل انجام شود تا مانده حساب ها، صفر شود.
  • هزینه و درآمد معوق (DEFERED INCOME/EXPENSE): هزینه و درآمدی است که حصول آن به آینده موکول شده و پرداخت/دریافت نشده است.
  • صورت سود و زیان (income statement): در یک بازه زمانی معین، هزینه، درآمد، سود و زیان را به صورت عملیاتی و غیر عملیاتی مشخص می کند.
  • سود ویژه (net income): عبارت است از مازاد درامد بر هزینه که سود خالص هم نامیده می شود.
  • سود ناویژه (GROSS INCOME): سود ناویژه یا ناخالص، تفاوت درآمد فروش کالا یا خدمات به بهای تمام شده فروش کالا یا خدمات یک بنگاه است. (مبلغ حاصل از فروش منهای قیمت تمام شده کالا).
  • سود عملیاتی (OPERATING PROFIT): سودناویژه منهای هزینه عملیاتی
  • گردش موجودی کالا (INVENTORY TURNOVER): نسبت بهای تمام شده کالا به متوسط موجودی کالا
  • خرید خالص (NET PURCHASE): منظور، خرید کالا یا خدمات منهای تخفیفات.
  • فروش خالص (NET SALES): منظور، فروش کالا با خدمات منهای تخفیفات.
  • سایر هزینه ها و درآمد ها (other expenses/income): هزینه و درامد که مربوط به فعالیت اصلی یک بنگاه نباشد. مثل سود یا زیان فروش یک دارایی ثایت (fixed assets).
  • زیان ویژه (NET LOSS): عبارت است از مازاد هزینه بر درآمد.
  • سود ناویژه: عبارت است از تفاوت هزینه های اداری و تبلیغات و فروش با سود ویژه (خالص).
  • بدهی جاری (CURRENT LIABILITIES): بدهی که انتظار می رود ظرف ۱۲ماه یا بیشتر پرداخت شود.
  • نسبت جاری: حاصل تقسیم دارایی جاری بر بدهی جاری خواهد بود و قدرت پرداخت بدهی جاری را نشان می دهد و توانایی شرکت در باز پرداخت بدهی را نشان می دهد.
  • نسبت بدهی (DEBIT RATIO): عبارت است از نسبت کل بدهی به کل دارایی که هر چه از عدد ۱ بیش تر باشد نشان می دهد که ریسک سرمایه گذاری در این بنگاه زیاد است و هر چه  از عدد ۱ کم تر باشد مبین این واقعیت است که دارایی یک شرکت از بدهی آن بیش تر است.

منبع:  موسسه حسابداری و حسابرسی محاسبان تلاشگر خبره